تبليغاتX


< بی کلاس
لبخند فراموش نشه!!!!!
اين طالع بيني با توجه به مقدار بنزين مصرفي يک فرد در دوره هاي ابتدايي ، وسطي و آخرين هر زمان هاي سهميه بندي افراد را تحليل مي کند.



گروه الف)

افراد اين گروه کساني هستند که سهميه ي بنزين خود را در يک سوم ابتدايي دوره سهميه بندي مصرف مي کنند . اين گونه افراد که بيشتر متولدين مرداد و دي و خرداد در اين گروه قرار ميگيرند ذهن شيک و با کلاسي دارند که باعث ميشود زندگي آنها نيز شيک و با کلاس شود. 

اين افراد بهترين گزينه براي زماني هستند که شما کارت سوخت خود را همراه نداريد ! به راحتي سهميه بنزين خود را در اختيار شما قرار ميدهند و حتي اگر دليل قانع کننده اي داشته باشيد خوش حال هم ميشوند .

صفات برجسته ي افراد گروه الف، اجتماعي ، خوش مشرب ، معتقد مي باشد .



روابط کاري افراد گروه الف :

دو فرد در گروه الف در تجارت با يکديگر به شدت مواجه با خطر هستند ، اين گونه تعاملات بيشتر با شکست مواجه ميشود ولي در صورت پيروزي مي تواند از شيرين ترين پيروزي ها باشد که سود هر دو طرف بيش از آنچه تصور ميشد خواهد بود.



روابط عشقي :

دو فرد از اين گروه مي توانند رابطه ي دوستي بسيار عالي داشته باشند و به عنوان دو دوست سال ها با هم در ارتباط باشند ، ولي در مسئله ي ازدواج در صورتي که درآمدي ثابت و ماهيانه نداشته باشند به زودي با مشکلات زيادي مواجه ميشند.







گروه ب)

افراد اين گروه کساني هستند که در يک سوم مياني دوره سهميه بندي بيشترين مقدار مصرف بنزين را دارند. اين افراد که بيشتر متولدين ارديبهشت و بهمن مي باشند اکثرا داراي هوش متوسط رو به بالا هستند که تمايل به داشتن شغل آزاد مانند مغازه داري ، نجاري و ... دارند.

در صورتي که از ايشان درخواست چند ليتر بنزين کنيد از شما درغ نخواهد کرد ولي اگر اين کار را تکرار کنيد يک روز به طور کامل با شما قطع ارتباط خواهند کرد و جواب شلام شما را هم با لنگه کفش ميدهند.

لباسهاي مورد علاقه اين افراد معمولا لباسهاي ساده با رنگ هاي تيره – که کمتر جلب توجه ميکند – پليورهاي گرم ، و کاپشن هاي سبک بهاره مي باشد که هم در فصل پاييز و بهار آنها را با اين لباس ها ميبينيد و هم در زمستان . 

افرادي خود دار ، مطين (متين) ، آرام ، مفيد که سعي ميکنند با بزرگي و ابهت خود مرکز توجه ديگران باشند.



روابط کاري گروه ب)

در تجارت اين دسته از افراد با هم کمتر پيش مي آيد که به نتيجه اي که براي آن نقشه کشيده بودند برسند شايد شرايطس پيش بيايد که نتيجه بهتر از پيشبيني ها باشد ولي اکثرا چنين نيست و نتايج بدست آمده راضي کننده نخواهند بود.

روابط کاري اين افراد با افراد گروه الف به هيچ وجه توصيه نمي شود . چون شوق و اشتياق آنان هيچ وقت همسان نخواهد بود .



روابط عشقي :

دو فرد از اين گروه ميتوانند سال ها با هم به خوبي زندگي کنند ، البته به اين شرط که زندگي را شروع کنند ! افراد اين گروه عمدتا دير ازدواج ميکنند ولي موفق خواهند بود .

مرد گروه ب با زن گروه الف ميتوانند زوج خوبي باشند البته اگر دير بچه دار شوند و يا اگر زود بچه دار شدند مرد براي بدست آوردن پول بيشتر براي اداره زندگي اظافه کاري کند ! توضيح آنچه گفته شد بسيار طولاني است و در حد و نياز اين طالع بيني نيست . اگر يکي از دو شرطي که براي موفقيت اين زوج – در رابطه با بچه- گفته شد رعايت نشود ، طرفين بايد تعقل و تفکر بيشتري را براي نگه داشتن زندگي خود به خرج دهند.



زن گروه ب با مرد گروه الف نيز ميتوانند زندگي موفقي داشته باشند ، يک زندگي ايده آل ، آرام ، که مي تواند حسادت خيلي ها را بر انگيزد ، ولي به آن خوبي که از بيرون ديده ميشود نيست .







گروه ج)

اين گروه افرادي هستند که بيشتر سهميه بنزين خود را در يک سوم پاياني دوره مصرف ميکنند.

اين افراد که بيشتر متولدين شهريور و مهر را مي توان در اين گروه جاي داد ، به هيچ وجه فزول نيستند ، و نبايد حرکت هاي متهورانه اي از اين گونه افراد انتظار داشت . اگر از ايشان در خواست کنيد که کارت سوختشان را در اختيار شما قرار دهند بي وقفه اين کار را انجام ميدهند ولي به هيچ وجه از کار خود و در خواست شما رضايت نخواهند داشت . شايد در آخر دوره سهميه بندي در صورت اضافه آمد سهميه بنزينشان اين کار شما را فراموش کنند ولي سعي کنيد حد خود را نگه داريد و اين کار را نکنيد.



روابط کاري گروه ج)

اگر شريکي از گروه ج داريد به راحتي به او اعتماد کنيد و منابع را در اختيار او قرار دهيد آنها را حدر نميدهد.

ولي خودتان براي شرکت در مناقصه ها برويد .

اگر براي چنين فردي کار ميکنيد خواهيد ديد که براي خريد آهن آلات و اشياء قابل لمس بسيار راحت تر از نرم افزار و اشياء غير قابل لمس پول ميدهند پول دادن بابت چيزي که نمي بينند برايشان غير قابل تحمل است پس اگر قرار است براي چنين فردي نرم افزاري تهيه کنيد ،تا پول فاز قبلي را نگرفتيد فاز بعدي را شروع نکنيد که از کيسه يتان خواهد رفت ...



روابط عشقي :

بيشتر با عقل عاشق ميشوند تا با دل ، در سن بالا ازدواج ميکنند و بنيان خانواده ي خود را محکم پايه ريزي ميکنند. پدر خوبي نيست ولي فرزندان بسيار خوبي خواهد داشت ، زيرا آنها را لوس نميکند و همين باعث مي شود که او را دوست بدارند ، اين قانون طبيعت است ! 

ازدواج دو فرد از اين گروه مي تواند آغاز يک سلسله ي فاميلي قوي باشد .

رابطه ي افراد گروه ج با گروه ب :

در مورد رابطه ي افراد گروه ج با افراد گروه ب چيز خاصي نميتوان گفت آغاز زندگي ايشان با تفاهم خواهد بود و با اندگي گذشت که خودشان هم متوجه آن نمي شوند زندگي معمولي را دنبال خواهد کرد . احتمال جدا شدن آنها کم است ولي وجود دارد ولي حتي پس از طلاق هم با هم دوست خواهند ماند .

رابطه ي افراد گروه ج با گروه الف :

اگر قرار بر ازدواج است ، وجود دوران نامزدي براي چنين رابطه اي بسيار مهم است و به شدت توصيه ميشود که حد اقل چند ماه را به صورت نامزد در کنار هم باشند.

فرد گروه الف مي تواند به اين ارتباط گرمي دهد ولي با سردي فرد گروه ج بر خورد ميکند . اين ميتواند بسيار خطر ناک باشد و جدايي زودرس را وعده دهد ! و واي بر روزي که فرد گروه ج متولد ماه شهريور و يال بز باشد. اگر فرد گروه ج متولد ماه مهر و سال مار باشد اندکي اين رابطه وضع بهتري پيدا ميکند ولي باز هم رابطه ي محکمي نخواهد بود.





گروه (د)

اين گروه افرادي هستند که آنقدر سهميه خود را مصرف نميکنند تا آخر دوره همه آن ميسوزد . در مورد اين افراد فقط ميتوان گفت که بايد از ايشان دوري کرد. هيچ گاه مامور خريد را چنين فردي قرار ندهيد زيرا هميشه ناراضي خواهدي بود. 

البته احتمال دارد نگذارند که سهميه سوختشان بسوزد و آن را بفروشند که اين نيز بسيار ناشايست است !







گروه (ه)

اين گروه را افرادي تشکيل ميدهند که به طور متناسب در کل طول دوره و بنا بر نياز خود سهميه سوخت خود را مصرف ميکنند و از استرس هاي بيجا بدورند و بدون ترس و واهمه از آنچه پيش خواهد آمد زندگي خواهند کرد. هر گونه ارتباط با اين گونه افراد شديدا توصيه ميشود.

آنچه در مورد افراد اين گروه بيش از همه جالب توجه است اين است که به شدت کمياب و غير قابل دسترس هستند در بين جمعيت ميليوني تهران تعدادي انگشت شمار بيش ديده نشده اند ...
+ نوشته شده در شنبه 1387/03/18ساعت 21:20
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
معنی واقعی  انرژی هسته ای

 

 ا   ( اول انرژی )  +  ه (اول هسته ای ) = اه که به زبان خودمونی یعنی =  پی پی یا هومون گو...

+ نوشته شده در جمعه 1386/12/24ساعت 21:55
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

faza


ديروز توي اخبار گفتند که دانشمندان در خارج از منظومه شمسي «بخار آب کشف» کردند
حالا شما فکر مي کنيد اين دانشمند ستاره شناس واسه چي اين جور تعجب کرده ؟ راستش را بخواين ما يواشکي رفتيم
سراغ آرشيو ناسا و يه تصويراز اين کشف کش رفتيم!حالا واسه ديدنش برين ادامه مطلب ...

+ نوشته شده در جمعه 1386/11/26ساعت 19:9
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
شما اینو قبول دارید یا نه؟

 

خدا:این موجود که بنا نهادیم را پسر بنام و بر همه ی آفریده های من واجب گردان که بر او سجده کنند.

جبریئل:ای بزرگواد این کار ممکن نیست زیرا او نه از لحاظ تفکر کامل است نه از لحاظ جسم حتی موجود بی جانت حاضر به سجده بر او نیستند.

خدا:پس بر اندام گل جان بدم و به امر من بر او قدرت بالای تفکر عطا کن و او را دختر بنام.

جبرئیل:حالا همه ی موجودات موظف اند که بر و سجده کنند زیرا از همه ی

آفریدههایت برتر است.

 

البته لازم به ذکر من خودم اینو قبول ندارم ولی چون باسم جالب بود گفتم بذارم تو وبلاگ

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/24ساعت 18:3
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
امروز مسأله‏يى كه لازمتر از مباحثه‏ى سیاسى است و من بايستى آن را خدمت خواهران و برادران عرض كنم، قضاياى اخير یوم الله وَلن تاین است كه بسيار مهم است و قضايايى نيست كه يك مسلمان و شيعه در قبال آن بتواند بی تفاوت بماند. بنده خودم از یک هفته قبل تقريباً به‏طور دايم حالم منقلب است.
در تواریخ شیعه ثبت است که پیامبر اسلام در این روز با چیدن یک بته خار و یک سیخ کباب سوسمار از صحرای مکه و دور از چشم ابوبکر از پنجره پشتی خانه ایشان به سراغ عایشه رفته و چشمه زلال محبت بین این دو از این روز جوشیدن گرفته است.

در حدیث نبوی آمده است:
عباداللّه، الذّین یبایعون العطر الجیوانجی٬ اولئک المقربون و لهم عافیة في الدنيا والآخرة

یعنی آن دسته از بندگان خدا که در این یوم الله عطر ژیوانژی خریداری نمایند برای آنها سلامتی و عافیت در دنیا و آخرت است. البته برادران و خواهران عنایت دارند که اسلام دینی جهان شمول و برای تمام زمانها و مکانهاست. از این رو عطور و بخورات معطره دیگر هم بلا اشکال است. هر چند مستحب آن است که از ژیوانژی استفاده شود.

در حدیث دیگری از پیامبر اسلام آمده است:
خیارکم و احسنکم فی الیوم الولن تاین٬ الذّین لهم ریشا" و پشما"‌شدیدا" غریبا و لهم اجر عظیم

یعنی بهترین مردان در نزد خدا در این روز مردانی هستند که محاسن می گذارند تا زیبا شوند. برای اینها اجری عظیم است.

سید العلی الخامنه ای
چهاردهم فوریة الحرام سنه ۲۰۰۸ هجری میلادی

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/11/21ساعت 21:36
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
امروز داشتم تو اینترنت میگشتم که یه مطلب جالب بر خوردم تو وبلاگ یه بنده خدایی که اخر اسمش گفتم حالا خوده مطلب بچسب :

سردار رادان در توضیحات خود در مورد ممنوعیت پوشیدن چکمه ساق بلند از واژه ثقیل و نامانوس تبرج استفاده کرده اند به معنای خود نمایی ! یعنی پا رو که تو چکمه بکنی به نما میاد و باعث تحریک نامحرم میشه ! اینجا به نظر من هم به چکمه پوش توهین شده هم به نامحرم ! اگه همینجور پیش بریم در روزهای اتی باید شاهد این قوانین هم باشیم :

۱- بانوان در معابر عمومی به هیچ عنوان حق خم شدن ندارند چون در صورت خم شدن تبرج ایجاد خواهد شد و بازداشت میشوند ... پس اگر بچه کوچکشان افتاد زمین و یا چیزی از دستشان افتاد باید صاف بایستند و از عابرین و یا ماموران انتظامی درخواست کمک کنند یا زنگ بزنند به پلیس ۱۱۰ تا به کمک انها بیاید !

۲- اگر بانوان داری صدای نازک و تحریک کننده هستند نباید در معابر عام و یا در فروشگاهها صحبت کنند و باید نیاز هایشان را با ایما و اشاره بیان کنند تا باعث تحریک نشود ! والا به مراکز امنیت عمومی راهنمایی خواهند شد ...!

۳- در روزهای بارانی بانوان حق خروج از منزل را ندارند چون ممکن است البسه انها خیس شده و به بدنشان بچسبد و تبرج ایجاد کند که در اینصورت بازداشت خواهند شد ! و اگر در معابر عمومی بودند و باران گرفت باید فورا به مساجد ؛ پایگاه های بسیج ؛ پاسگاه های نیروی انتظامی ؛ و این گونه اماکن پناه ببرند تا البسه انها خیس نشود و تبرج نمایان نشود !

۴- در روز هایی که باد میوزد بانوان حق ندارند از منزل خارج شوند چون ممکن است چادر یا مانتو انها را باد به بدنشان بچسباند و تبرج ایجاد شود و یا باد البسه انها را بالا بزند و تبرج ها نمایان شود ... و اگر در معابر بودند به محض اینکه باد وزید زود پناه بگیرند و مواظب خود و تبرج هایشان باشند !

۵- در روز های برفی و یخ بندان بانوان حق خروج از منزل را ندارند زیرا ممکن است زمین لغزنده باشد و سر بخورند و تبرج های انها دیده شود که در اینصورت بازداشت شده و به مراکز امنیت عمومی پلیس منتقل خواهند شد !

۶- بانوان در معابر عمومی باید سیخ راه بروند و طوری قدم بر ندارند که تبرج انها داری پیچ و تاب باشد و باعث تحریک شود

 

 

منبع:http://www.marjan-19.blogfa.com/

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/10/30ساعت 0:7
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

ترا دیدم فقط یک بار در کلاس

خوشا آن لحظه ی دیدار در کلاس

تو روی صندلی یک جزوه می خواندی

وَ من محو رخت ای یار در کلاس

نگاهت ناگهان افتاد بر چشمم

شدم از برق آن، تبدار  در کلاس

لباست، روسریت آن  کفش هایت ابی

دو چشمت  رنگ شالیزار  در کلاس

بهاری می شدم  من با تو بی تردید

شدم سرشار از این پندار در کلاس

مجسم شد برایم  روزگاری سبز

نبودم آن زمان انگار در کلاس

چو بر گشتم به حال اولم  دیدم

نبودی آه  ای دلدار   در کلاس

تمام درد مجنون با دلم آمیخت

دویدم هر طرف بسیار  در کلاس

ترا اما ندیدم  هیچ دیگر هیچ

جهان شد بر سرم آوار  در کلاس

+ نوشته شده در شنبه 1386/10/29ساعت 2:0
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

نام زبان فارسی در زبان‌های دیگر

نامگذاری زبان‌ها در زبان‌های گوناگون متفاوت است. در زیر نام زبان فارسی را در زبان‌های گوناگون مشاهده می‌کنید. لازم به یادآوری است که خود لفظ «فارسی» معرب یعنی عربی شدهٔ «پارسی» است و امروزه هم بعضی از ایرانیان (از جمله در روستاها) می‌گویند «پارسی» و نه «فارسی» (در فهرست زیر در صورت لزوم راهنمای تلفظ داخل کمانک آمده):

  • آذربایجانی: farsca / фарсҹа (فارسجا)
  • اردو: فارسی
  • ارمنی: պարսկերեն (پارسکِرِن)
  • ازبکی: forsiy / форсий
  • اسپانیایی: persa
  • اسپرانتو: persa
  • استونیایی: pärsia
  • اسلواکی: perzština
  • اسلوونی: perzijščina
  • آسی: Персиаг (پِرسیاگ)
  • آفریکانس: Persies
  • آلبانیایی: persishte
  • آلمانی: Persisch (پرزیش)
  • امهاری / تیگرینیا:  pärsiyaña
  • اندونزیایی: bahasa Persia, bahasa Farisi
  • انگلیسی Persian (پـِرژِن یا پِرشِن)
  • اوکرائینی: перська (پِرْسکا)
  • اویغور: پارسچه / parsche
  • ایتالیایی: persiano
  • ایرلندی: Peirsis
  • ایسلندی: persneska
  • باسکی: persiaera
  • برتونی: persianeg
  • بلاروسی: пэрсыдзкая (پِرسیدزکایا)
  • بلغاری: персийски (پِرسییْسکی)
  • بنگالی: ফার্সি
  • بوسنیایی: perzijski / перзијски (پِرزییْسکی)
  • پرتغالی: persa
  • پهلوی (پارسی میانه): پارسیک
  • تاتاری: Farsíça (فارسیچه)
  • تاگالوگ: Persiyano
  • تایلندی: ภาษาเปอร์เซีย (پاساپِرسیا)
  • ترکمنی: parsça / парсча (پارسچا)
  • ترکی: Farsça (فارسچا)
  • جونگخا: པར་ཤི་ཡན (پارسیان)
  • چروکی: ᏇᎸᏏ (کوئِلوسی) (با سکون واو)
  • چکی: perština (پِرشْتینا)
  • چواش: Персид (پـِرسید)
  • چینی: 波斯语 (بوُسی-یو) / 波斯文 (بوُسی-وِن)
  • خوسا: isi-Persia
  • دانمارکی: persisk
  • روسی: персидский (پِرْسیدْسکییْ)
  • رومانیایی: persană
  • زازاکی: Farski
  • زبان میانجی: persiano
  • زولو: isiPheshiyani
  • ژاپنی: ペルシア語 (پِروشیاگوُ)
  • سندی: فارسی
  • سوئدی: persiska (پِرشیسکا)
  • سواحلی: kiajemi
  • سومالیایی: faarisi
  • صربی: персијски (پِرسییْسکی)
  • عبری: פרסית (پارسیت)
  • عربی: الفارسیّة
  • فارسی تاجیکی: форсӣ (فارسی) / فارسی (fôrsī)
  • فاروئی: persiskt
  • فرانسوی: persan
  • فریزی: Perzysk
  • فنلاندی: persia
  • قرقیزی: фарзча (فارزچا)
  • کاتالان: persa
  • کردی سورانی: فارسی
  • کردی کرمانجی: Farsî
  • کُرنی: Persek
  • کره‌ای: 페르시아어 (پرئوسیائوو pereusiaeo)
  • کروآتی: perzijski
  • گالیک: persa
  • گرجی: სპარსული (اِسپارسولی)
  • گوئارانی: peysiañe'ẽ
  • لائوسی: ພາສາເປີເຊຍ (پاساپوسیا pʰāsāpœ̄siya)
  • لاتین: persice (تلفظ: پرسیکه -- در زبان لاتین «c» همیشه آوای «ک» دارد)
  • لتلندی: persiešu
  • لهستانی: perski
  • لیتوانیایی: persų
  • ماراتی: फ़ार्सी (فارسی)
  • مالایی: bahasa Parsi
  • مالتی: Persjan
  • مجاری: perzsa
  • مغولی: перс (پِرْس)
  • مقدونی: персиски (پِرسیسکی)
  • نپالی: पर्सियन (پارسیان)
  • نروژی: persisk
  • هلندی: Perzisch (پرزیس)
  • هندی: फ़ार्सी (فارسی)
  • ولزی: Persieg
  • ولاپوک: Pärsänapük
  • ویتنامی: tiếng Ba Tư
  • یونانی: περσικά (پِرسیکا)
  • ییدیش: פּערסיש (پِرسیش)

 

 

 منبع:http://aura22.blogfa.com/

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/10/11ساعت 16:35
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
 

کوچه ی مدرسه:مسیر سبز

بیرون مدرسه: دایره ی طلایی

داخل مدرسه:پایگاه جهنمی

ساختمان مدرسه:خانه ی ارواح

حیاط مدرسه : پارک ژوراستیک

دفتر مدیر: منطقه ممنوعه

دفتر معاونت: جزیره ی آدم خوارها

مدیر: زرد قناری

دیدن مدیر از دور: شبحی در تاریکی

کلاسای دینی( اقا س):یک نفس عمیق

کلاسای زبان فارسی(اقا ب) :جایی برای زندگی

کلاسای مطالعات اجتماعی (خانوم م): خانه ای روی آب

کلاسای ادبیات ( خانم ب): نان و شعر

کلاسای ورزش( اسپرت پلنت):المپیک در بازداشتگاه

کلاسای عربی(خانوم ک): خیلی دور خیلی نزدیک

رفتار  مدیر با ما ها :عزیزم من کوک نیستم (یعنی خر خودتی بگو با دوستات چی می گفتی)؟

لحظه ی درس پرسیدن: می خواهم زنده بمانم

پای تخته : لبه ی تیغ

منفی های پشت سرهم: گلوله های بی صدا

شورائ دبیران :جنگ نفتکش ها

دبیران ما : ارواح نا آرام

دانش آموزان: تبعیدی ها

معلم مشاور: اگه می تونی منو بگیر(آخه هیچ وقت نیست که باهاش حرف بزنی)

آخر کلاس : بهشت پنهان

بو ی جوراب بچه ها: عطر گل یاس

نمره ۱۴: شانس زندگی

صاحبان نمره های زیر ۱۴: سربداران

خروج از مدرسه : فرار از مرگ

غیبت : فرار بزرگ

معاون آموزشی مدرسه (خانم ن):ترمیناتور

اخراج شدن: خداحافظ رفیق

اخراج شده ها :بینوایان

زنگ آخر: آرایشگاه زیبا

سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري

رفتن به دانشگاه : هدف سخت

سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل

دفتر ناظم : محكمه عدالت

خارج از مدرسه : آن سوي آتش

دانشگاه : سرزمين آرزوها

ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها

ناظم : قاتل بالفطره

نگاه معلم : بگذار زندگي کنم

کنکور : بالاتر ار خطر

آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه

نگاه معلم ها وقتی ساکتن : سکوت بره ها

روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي

شوخي با مدير : بازي با مرگ

خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس

ساعتهایی که تو مدرسه ایم: نمایش ترومن(فکر کنم همه فرهنگیا فهمیدن یعنی چی)؟

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/10/05ساعت 13:24
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

این خانممن اسیر یانگوم شده است
چندی است دگر جدا زمردم شده است

یک جمعه اگر رخش نبیند گرید
گویی سری جواهرش گم شده است
*********************
هرجمعه شبم خراب يانگوم شده است
چون همسر من عاشق خانم شده است
اي كاش كه آدينه 
شبي مژده دهند
الباقي سريال دگر گم شده است
*********************
چندي است عيال تب يانگوم دارد
هر جمعه مرا به خانه ام مي كارد
گر پشه لگد زند به اين گوهر قصر
دريا دريا سرشك غم مي بارد
*********************
بيماري نوظهور
made in كُره است
آثار و علائمش مثال خوره است
هركس كه شود دچار درد يانگوم
آدينه ي او توأم با دلهره است
********************
روزي ديدم عيال گريان شده است
ازشدت گريه درب و داغان شده است
از علت آن سوأل كردم ، فرمود
هـِن مرده و يانگومم پريشان شده است

شعر از محمدجاوید

 

+ نوشته شده در شنبه 1386/09/17ساعت 9:44
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود .
سيندرلا با نامادريش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد . بيچاره سيندرلا از صبح که از خواب پا مي شد بايد کار مي کرد تا آخر شب .

. آخه صغرا خانم خيلي ظالم بود . همش مي گفت سيندرلا پارکت ها رو طي کشيدي؟ سيندرلا لوور دراپه ها رو گرد گيري کردي؟ سيندرلا ميلک شيک توت فرنگيه منو آماده کردي ؟ سيندرلا هم تو دلش مي گفت : اي بترکي ، ذليل مرده ي گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسايده ، و بلند مي گفت : بعله مامي صغي ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهي بميرم براي اين دختر خوشگله که بدبختيهاش يکي دو تا نبود . .... القصه ، يه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشي زير دلش زده بود ، خر شد و تصميم گرفت که ازدواج کنه . رفت پيش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن مي خوام ..... مامانش : تو غلط مي کني پسره ي گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ ديگه زن گرفتنت چيه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پير پسر مي شم ، دارم مثل غنچه ي گل پرپر مي شم .....مامانش در حالي که اشکش سرازير شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شير و شکرم ، پسر گلم ، مي خواي با کي مزدوج شي؟ ....... شاهزاده : هنوز نمي دونم ولي مي دونم که از بي زني دارم مي ميرم ...... مامانش : من از فردا سراغ مي گيرم تا يه دختر نجيب و آفتاب مهتاب نديده و خوشگل مثل خودم برات پيدا کنم . خلاصه شاهزاده ديگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش يه دختر با کمالات و تحصيل کرده و امروزي براش گير بياره. يه روز مامانش گفت : کوچولوي عزيز مامان ، من تمام دختراي شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردني برات بگيرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردني؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمي فهمي ، براي اينکه مهريه بهش ندي، پس آخه تو کي مي خواي آدم بشي ؟ روز مهموني فرا رسيد ، سيندرلا و زري و پري هم دعوت شده بودند . زري و پري هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه ميمون ، اما سيندرلا ، واي چي بگم براتون شده بود يه تيکه ماه ، اصلا" ماه کيلويي چنده ، شده بود ونوس شايدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبيه چي شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سيندرلا رو با خودش نبرد ، سيندرلا کنار شومينه نشست و قهوه ي تلخ نوشيد و آه کشيد و اشک ريخت . يهو ديد يه فرشته ي تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با يه دماغ سلطنتي و چشماي لوچ جلوي روش ظاهر شد ....سيندرلا گفت : سلام....... فرشته : گيريم عليک . حالا آبغوره مي گيري واسه من ؟ ...... سيندرلا : نه واسه خودم مي گيرم .......فرشته : بيجا مي کني ، پاشو ببينم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ...... سيندرلا : آرزو مي کنم که به مهمونيه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک ، کي جلوي راهتو گرفته دختره ي پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سيندرلا : چشم ميرم ، خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سيندرلا پا شد ، مي خواست راه بيفته . زنگ زد به آژانس ، ولي آژانس ماشين نداشت . زنگ زد به تاکسي تلفني ولي اونجا هم ماشين نبود . زنگ زد پيک موتوري گفت : آقا موتور داريد؟ يارو گفت : نه نداريم. سيندرلا نا اميد گوشي رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هي ميگي برو برو ، آخه من چه جوري برم؟ فرشته گفت : اي به خشکي شانس ، يه امشب مي خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبيا ببينم چه مرگته !!!! بلاخره يه خاکي تو سرمون مي ريزيم . با هم رفتند تو انباري ، اونجا يدونه کدو حلوايي بود ، فرشته گفت بيا سوار اين شو برو ، سيندرلا گفت : اين بي کلاسه ، من آبروم مي ره اگه سوار اين بشم . فرشته گفت : خوب پس بيا سوار من شو !!! سيندرلا گفت : يه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت مي خوره؟ .... فرشته : بعله مي خوره .....سيندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگريش و رو هوا چرخوند و کوبيد فرق سر آناناس و گفت : يالا يالا تبديل شو به پرشيا. بيچاره آناناس که ضربه مغزي شده بود از ترسش تبديل شد به يه پرشياي نقره اي. فرشته به سيندرلا گفت : رانندگي بلدي؟ گواهينامه داري؟....... سيندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بميري تو ، چرا نداري؟..... سيندرلا : شهرک آزمايش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : اي خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ي يه سوسک بدبخت که رو ديوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشيا نگاه مي کرد . سوسکه تبديل شد به يه پسر بدقيافه ، مثل پسراي امروزي . سيندرلا گفت : من با اين ته ديگ سوخته جايي نميرم.....فرشته : چرا نميري؟........ سيندرلا : آبروم مي ره....... فرشته : همينه که هست ، نمي تونم که رت باتلر رو برات بيارم ....... سيندرلا : پس حداقل به اين گاگول بگو يه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختي بود حرکت کردند سمت خونه ي پادشاه. وقتي رسيدند اونجا ديديند واي چه خبره !!!!! شکيرا اومده بود اونجا داشت آواز مي خوند ، جنيفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تيليت مي کرد . زري و پري هم جوگير شده بودند و داشتند تکنو مي زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه مي رفت (آخه بي چاره صغرا خانم از بي شوهري کپک زده بود ) خلاصه تو اين هاگير واگير شاهزاده چشمش به سيندرلا افتاد و يه دل نه صد دل عاشقش شد . سيندرلا هم که ديد تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ي ملوسم منو مي گيري ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سيندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالي که چشماش از خوشحالي برق مي زد گفت : آره مي گيرمت ، من هميشه آرزو داشتم شماره ي پاي زنم 37 باشه. خلاصه عزيزان من شاهزاده سيندرلا رو در آغوش کشيد و به مهمونا گفت : اي ملت هميشه آن لاين ، من و سيندرلا مي خواهيم با هم ازدواج کنيم ، به هيچ خري هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم يک صدا خوندند : گل به سر عروس يالا ... داماد و ببوس يالا ... سيندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسيد و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهاي سال به کوريه چشم زري و پري و صغرا خانم ، به خوبي و خوشي در کنار هم زندگي کردند و شونصد تا بچه به دنيا آوردند

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/09/11ساعت 13:4
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
 سهراب سپهري 1386 : هر کجا هستم، باشم به درک ! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟
+ نوشته شده در دوشنبه 1386/09/05ساعت 12:35
به قلم: اوستا بهرامیان |

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
  • سفير ايران در كره: نام اصلي يانگوم شهلا شيرين‌بيان بوده‌است
  • رييس صدا و سيما: رايزني هاي لازم براي ساخت سري دوم سريال جواهري در قصر با عنوان جواهري در اندروني و با حال و هواي اسلامي-ايراني انجام گرفته است
  • مجله زردانگبين: محمدرضا گلزار: از بازي مقابل خانم يانگوم استقبال مي کنم
  • يانگوم در گفتگوي اختصاصي با كيهان:  طرح ارتقاي امنيت اخلاقي ضرورت جوامع امروز است
  • شيرين عبادي خطاب به يانگوم : تو نماد زنان سختکوش و مظلوم آشپزخانه‌اي
  • شادي صدر: جاي زنان فقط در آشپزخانه‌ها نيست تماشاي فوتبال در استاديوم هم مي‌خواهند
  •  معاون امور مهاجرت: آمار متقاضيان کار در کشور کره بالا رفته‌است  
  •  اسطوره يانگوم در ادبيان كهن ايراني در دانشگاه تهران بررسي مي‌شود
  •  كتاب آشپزي ساناز مينايي با مقدمه يانگوم تجديد چاپ شد
  • هاشمي رفسنجاني: من هرشب يانگوم را تماشا مي کنم
  • يانگوم در مجله خانواده سبز: هيچ غذايي خوشمزه‌تر از قرمه سبزي نيست
  • مجله دوستان: احتمال جدايي يانگوم از امپراطور قوت گرفت
  •  جلسه اضطراري ستاد حوادث غيرمترقبه براي طوفان گونو به دليل پخش يانگوم با 45 دقيقه تأخير آغاز شد
  • فاطمه رجبي: يانگوم عددي نيست
  •   9 ناو آمريكايي با محموله دي‌وي‌دي‌هاي يانگوم وارد خليج فارس شدند
  • يانگوم عضو افتخاري هلال احمر ايران شد
  • شايعه سفر مخفيانه يانگوم به ايران در اس.ام.اس‌هاي مردمي
  • دي‌وي‌دي‌هاي پخش‌شده در بازار تقلبي است
  • در پي شايعه سفر يانگوم به ايران / نيروي انتظامي تجمع حاميان يانگوم در فرودگاه امام خميني را متفرق كرد
  • حسين رضازاده: اوشين از يانگوم بهتر است
  • وزيربهداشت: طرح يانگوم‌‌درماني در رستوران‌هاي كشور اجرا مي‌شود
  • وزارت كشور: هم‌زماني اظهارات وزير با پخش سريال يانگوم اتفاقي بوده است
  • گزارش انجمن پزشكي آمريكا: رشد ازدواج موقت در كره
  • ايرنا: ‌يانگوم در افتتاحيه همايش بين‌المللي پيوندهاي تاريخي تهران - سئول سخنراني مي‌كند
  • زهرا اميرابراهيمي در گفت‌وگو با هفته‌نامه سينما: فيلم پخش شده مربوط به يانگوم نيست
  • بازتاب از گسترش تشيع در شبه‌جزيره كره خبر داد
  • مهر: در اعتراض به افزايش محبوبيت كره جنوبي در منطقه/ كره شمالي موشك اتمي آزمايش كرد
  • يك مقام كروي: يانگوم براي انتخابات رياست جمهوري كانديدا نمي‌شود
  • رحيم مشايي ضمن تكذيب گفت: يانگوم نمونه بارز توجه دولت کره به صنعت توريسم است
  • گزارش تصويري ايلنا از تجمع اتحاديه‌ي آشپزخانه‌داران تهران مقابل سازمان سنجش براي داشتن سهميه كنكور پزشكي
  • نيکي کريمي با اشاره به حضور گسترده يانگوم در تمامي عرصه هاي علمي و هنري/ مردم ايران لياقت ندارند
  • ايسنا: تجمع غيرسياسي فرهيختگان در حمايت از يانگوم مقابل سردر دانشگاه اميركبير برگزار مي‌شود
  • ادبستان: يانگوم در مراسم بزرگداشت پروين اعتصامي به زبان كره‌اي شعر مي‌خواند
  •  احمدي نژاد: حضور يانگوم در ايران نشانه اتحاد دو کشور در دستيابي به انرژي هسته‌اي است
  • جام‌جم: رئيس صدا و سيما صدقسمتي بودن سريال جواهري در قصر را تكذيب كرد
  • مهران مديري: يانگوم را براي سريال صد قسمتي جديد تابستان آينده به كار مي گيرم
  • خاتمي خطاب به جنجال‌آفرينان: دختري كه در ايتاليا با او دست دادم يانگوم نبوده است
  • هفته‌نامه دختران: گزارش ويژه از رواج مدل موي يانگومي در ميان دختران ايراني
  • عصر اقتصاد: آي‌دي ياهوي يانگوم در يك حراجي در ايران 12 ميليون تومان به فروش رفت
  •  يانگوم عضويت در هيأت مديره شركت بستني مگنوم را تكذيب كرد
  • پليس بزرگراه در واكنش به افزايش تصادفات: استفاده از تصاوير يانگوم در تبليغ كالا در بزرگراه‌ها ممنوع شد
  • علي معلم دامغاني: آشپزي و حسن جمال در نزد ايرانيان زبانزد جهانيان علي الخصوص کره‌اي هاست
  • يانگوم: فيلم 300 را به تنهايي تکذيب مي‌کنم
  • يانگوم: دوست دارم با جوانان ايراني از نزديك ازدواج كنم
  • قاليباف: بزرگراه دوستي ايران و كره را يانگوم افتتاح مي‌كند
  • وزير راه و ترابري: پخش مجدد سريال جواهري در قصر مي‌تواند بسترساز احياي جاده ابريشم باشد
  • فارس: كره‌جنوبي با تأسي از عروسك‌هاي ايراني دارا و سارا عروسك‌هاي يانگوم و تانگوم را وارد بازار مي‌كند
  • يانگوم در جمع علاقه‌مندانش در فرودگاه مهرآباد: اَه... ولم کنيد!
  • اعتماد ملي: نامه سرگشاده کروبي به يانگوم: شخصا مفتوح کنيد!
  • ده‌نمکي: قسمت‌هاي مربوط به يانگوم را به اخراجي‌هاي دو و نيم اضافه مي‌‌کنم
  • انصارنيوز: يانگوم از حجاب اسلامي استقبال كرد
  • رخنه در ديوار بي‌اعتمادي ميان تهران و سئول توسط يك  دانشمند جوان ايراني
  • يانگوم در گفت‌وگو با رجال‌نيوز: علاقه‌مندم اطلاعات خود را درباره پديده جالب صيغه افزايش دهم
  • روزنامه‌چه‌چويي‌چا: يانگوم در بازگشت به کره: تعداد انگشت‌هاي مردم ايران مرا شگفت‌زده کرد
  • مجله فيلم: نيکول کيدمن: استقبال ايرانيان از يانگوم حسرت مرا برانگيخت
  • رييس جديد كميسيون فرهنگي مجلس در گفت و گو با ايرنا: بسترهاي لازم براي حضور يانگوم در ايران فراهم شده‌است
  • زن ايراني يانگوم‌نما دستگير شد
  • + نوشته شده در چهارشنبه 1386/08/16ساعت 22:43
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

    Salijoon Groups

    سلام يانگوم، ما تو را جمعه ها در تلويزيون مي بينيم، عکس هايت را هم ديروز در اينترنت تماشا مي کرديم و به تفاوت هاي کيفي پي مي بريم (منظورم کيفيت سريال است،) يانگوم جان تو خبر نداري ما چه مي کشيم (نترس چيز بد و بي تربيتي نمي کشيم.)

     تو نمي داني الان مهمترين مساله مملکت ما اين است که فوتباليست هاي تيم ملي با شلوارک نروند ناهار بخورند. شلوارک خوب نيست يانگوم، خيلي خطر داره يانگوم، تو نمي داني که اخيراً گفته اند دانشگاه ها محل فساد هستند و دوم خرداد هم محل انحراف.

     يادش بخير يانگوم، فساد و انحراف در گذشته صفايش بيشتر بود، يانگوم جان تو نمي داني در اينجا پنج، شش پست مهم را مي دهند به يک آقايي. او مي گويد رياست ستاد مبارزه با قاچاق کالا شغل نيست، راستي يانگوم اگر شغل نيست پس الف) تفريحات سالم است؟ ب) دستگرمي است؟ ج) مرغ ماهي خوار است؟ د) ميزان الحراره است؟ يانگوم جان بگو چيست پس؟

     يانگوم مهربان، ما شاهد فداکاري هاي تو در دربار هستيم اما اين کارها آخر و عاقبت ندارد از دربار بيا بيرون و به ما بپيوند، يا لااقل بيا عضو اين معاونت رسانه يي رياست جمهوري شو و براي تمام تيترها و مطالب روزنامه ها يک جوابيه بنويس و بفرست، باور کن از بيکاري بهتر است، يانگوم، تو نمي داني مدتي است من هرچه مي نويسم يک جايش حذف مي شود. ديروز رسماً مطلب را ريخته بودند توي چرخ گوشت. چرخ گوشت که نمي داني چيست. در دهه تو حتي در دربار استکباري ات هم چرخ گوشت نبوده. حيف در يک قرن پيش زندگي مي کني وگرنه با هم چت مي کرديم و همه مشکلاتمان را برايت مي گفت

    + نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/27ساعت 10:20
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
     

    من نمیدانم چه بلایی سرما انسانها آمده که از هر چیزی فقط ظاهر پر زرق و برقش را میبینیم . غافل از آنکه بعضاً باطنی بسیار ارزشمند ، مستور و نهفته ، چشم   ِ انتظار ، به توجه ما دوخته است .... باور کنید در ساده ترین وکوچکترین چیزها اسباب و نشانه هایی جهت هدایت ما انسانها نهفته است . مثلاً همین ترانه های لس آنجلسی که تنها حاصلش برای ما قر کمر و بزن و بکوبه باطنی بسیار گرانبها و مهم دارد و ما غافل از آنکه هدف اصلی این ترانه ها هدایت ماست تنها با شنیدنشان به فکر جمع کردن شاواش (شادباش) و رقصیدن میافتیم ....

    باور نمیکنید ؟!!! خب من تنها قسمتی از این گنجینه معنوی و ارزشمند را برایتان آشکار میسازم و کشف و توجه به مابقی را بعهده خودتان   میگذارم ....

     

    ((تا باشد که  مورد هدایت قرار بگیرید ))

     

    قسمتی از ترانه
     
     
    مبحث مورد اشاره
     
    خوشگلا  باید  برقصن ........
    امربه معروف
    ای قشنگتر از پریا — تنها تو کوچه ن ریا
    نهی از منکر
    مثل یک نورکوچولو اومدی و ستاره شدی …
    اعجاز
    دلم فقط تو رو میخواد …..
    تارک الدنیا
    برخیز شتربانا بربند کجاوه …..
    جهاد
    ای  خانوم کجا  کجا ؟
    صیغه فضولی
    برای روز میلاد تن خود – من آشفته رو تنها نذاری .....
    رستاخیز - شفاعت
    دارو ندارمو بگیر مال خودت مال چشات ....
    صدقه - انفاق
    تو محشری از همه سری ......
    ذکر
    هر کی یارش خوشگله جاش تو بهشته .....
    وعدة الجنت
    دلم هوس رطب کرده ......
    روزه
    یا منو ببر به خونتون یا بیا به خونه ی ما ...
    جبر و اختیار
    تو عزیزدلمی ، تو عزیزدلمی ، تو عزیزدلمی
    حمد القلوب
    پری   پری   الهی    وربپری .....
    نفرین
    یه یار خوشگلی دارم .....
    شکر زبانی
    اگر اون مهندسه ، منم  phd  میگیرم ......
    علم اکتسابی
    و به شوق فردا که تو راخواهم دید ، چشم به راه میمانم .....
    انتظار فرج
    دیگه دوستم نداری ، دیگه دوستم نداری .....
    سعه صدر
    ما میرم به بندر  سی  هوای یاران ......
    صله ارحام
    افسوس که این مزرعه را آب گرفته .......
    عذاب الهی
    دهقان مصیبت زده را خواب گرفته ......
    الضا لین
    من وضو با  نفس خیال تو میگیرم و تو را میخوانم ........
    وضو                طهارت –   نماز
    میرم از شهر تو و یه کوله بار خاطره ......
    هجرت
    بابا تو دیگه کی هستی ... دسته شیطونو بستی
    ذنوب الشیاطین
    آره . خودم فداتم ..........
    شهادت
    یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم .... میخوام بیام دستت کنم بیای تو سرنوشتم
    نکاح – حق الزوجین
    یه امشب شب عشقه  .... همین امشبو داریم
    لیلة القدر
    با هم پشت ما کوهه ، نمیترسیم ، نمیافتیم .....
    وحدت
    خداخدای مستون . خدای می پرستون . به حقه هر چی عشقه ما رو بهم برسون ....
    دعا
    بزن باران که دین را دام کردند ......
    تحریف – بدعت
    منو با خودت ببر ......
    اهدنا صراط المستقیم
    من به رفتن قانعم .....
    قناعت در طلب
    + نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/20ساعت 10:58
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

    این یک لیست کوچک از اصطلاحاتی هستش که همگیمون روزانه از آنها استفاده می کنیم. البته این لیست رو از فی-لتر خودم رد کردم و مجبور شدم چیزی بیش از نصف اون رو حذف کنم.
    شما هم می تونید به این لیست اضافه کنید
    الف
    آخرشه : نهایتشه
    آشغال كله : احمق
    آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند
    آمار دادن : نخ دادن -توجه کی را
    جلب کرن
    مترادفها:نخ دادن ،راه دادن
    آش و لاش : آسمون جل
    آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود
    اخ کردن: پول رو سریع دادن
    انده :نهایته
    اسکل: کسی که از همه دنییا بی خبر است
    مترادفها:اوشگول- وسکل – شاسگول
    اسم فعال: اسگلان تپه
    اصغر آرنولد اينا (اکبر-محمد... آرنولد اينا): کسی که زیبای اندام کار میکند ولی جواد است
    ارازل: بستگی به مکان کلمه در گفتار دارد ولی معمولا به معنی نوچهء لاتها
    اق زدن: حال بهم خوردن
    الاغ تور:الاغ
    ان چوچک:آدم عوضی
    ب
    باحال: خش آیند
    بار كردن : تیکه انداختن - فحش دادن
    ببند گاله رو : خفه شو
    ببو: انسان ساده لوح
    بخواب( بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو
    بروبچ: بچه ها-رفقا
    بیریف: درست - ردیف
    بینیم با: برو بابا
    بیشین با (بیشین بینیم با) :خفه شو بابا

    + نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/20ساعت 10:55
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
    خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :" نه اینجا نیست... اینا بچه های کارشناسی ارشدن "•
     
     خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!
     
     خر كبف يعني اينكه يه لپ تاپ مي گيري دستت اما 2 قرون سواد نداري بهت بگن آقاي مهندس!•
     
     خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!
     
     خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!
     
     خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!
     
     خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت بچرخی!
     
     خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!
     
     خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!
     
     خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!
     
     خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!
     
     خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!
     
     خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!)
     
     خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!
     
     خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: "از قیافه تون معلومه که
     دانشجویین!"
     
     خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!
     
     خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!
     
     خر کیف یعنی بین کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!
     
     خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!
     
     خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیشتر شه!
     
     خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!
     
     خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره!
     
     هر کس هنوز نفهمیده خر کیف یعنی چی بگه تا بازم توضیح بدم

    + نوشته شده در دوشنبه 1386/04/11ساعت 18:29
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
    - به حرمت اشک مادر توبه کردم  W W W . S A L I J O O N . I R

     2- داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)

     3- بوق نزن شاگردم خوابه (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)

     4- بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمر (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)

     5- از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري) (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)
     6- اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن  (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)

     7- دنبالم نيا اسيرم مي شي (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)

     8 - گشتم نبود ............نگرد نيست (¯`·. W W W . S A L I J O O N . I R .·´¯)

     

    + نوشته شده در دوشنبه 1386/04/11ساعت 18:26
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
     

    http://salijoon.org

    مزایای بدحجابی و مانکن خیابانی بودن:

    ۱-تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه

     ۲-بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن

    قیمت خروس در حد گاو

     ۳-بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت

    به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به

    دیوار مورچه خاک به گور)

     ۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد

    نیروگاه بوشهر

     ۵-قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا این

     ضرب المثل((یه نگاه که حلاله))

     ۶-کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب..عنکبوت..اتو

    زنی..تاکسی مرسی..مدیریت خانه عفاف..

     ۷-ایجاد بازار کار برای دختران ایرانی به عنوان حوری در بهشت و دوبی

     ۸-پر شدن اوقات فراغت برادران همیشه در صحنه بسیج و برخورد با خانمها

     ۹-پیداش شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که استعداد انها سالها زیر مانتوی گشاد

     هدر میرفت

     ۱۰-افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و دراوردن

     مانتوهای چسبان

     ۱۱-پیدا شدن دو نقطه برجستگی جدید اضافه بر برجستگیهای قبلی دختران ایرانی

    نظیر دانشگاه و اشپزی

     ۱۲-تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر

    داف ممکن

    + نوشته شده در دوشنبه 1386/04/11ساعت 18:12
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

    لی یانگ ا متولد 31 ژانویه 1971 در سئول هنرمند معروف کره جنوبی است که طرفداران زیادی در کشورهای مختلف دارد مخصوصا در شرق و کشورهای جنوبی آسیا.

    زمانی که به عنوان مدل در تلویزیون ظاهر شد لقب بانوی اکسیژن را کسب کرد. در سال های اخیر او به عنوان دختر
    دوست داشتنی و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خیلی از طرفدارن را تسخیر کرده است. محبوبیت او در کشورهای آسیای شرقی به خاطر ایفای نقش در درام محبوب کره ای در نقش یانگوم بسیار افزایش یافت.

    این درام آن قدر موفق بود که بسیاری از کشورها پس از پایان مجموعه آن را دوباره به صورت خلاصه پخش کردند.

    در هنگ کنگ زمان پخش قسمت آخر سریال نصف جمعیت هنگ کنگ در منزل بودند فقط برای تماشای این سریال !
    در چین میلیون ها بیننده سریال را می دیدند حتی اگر زمان پخش آن نصف شب بود. بعد از آن " لی یانگ ا " دعوت به بازدید از هنگ کنگ ، سنگاپور ، تایوان ،چین و ژاپن شد .

    در 12 سال اخیر برای اولین بار ازدحام جمعیت شگفت انگیز بود. در چین، مدرسه ای بعد از اهدای مدرک خلبانی به لی، نام خود را به مدرسه ابتدایی لی یانگ ا تغییر داد.

    دومین خط هوایی کره جنوبی یعنی ایژیانا برای ترویج و تبلیغ این سریال چهار نقاشی از پرتره لی در سریال تهیه و در بدنه هواپیمایش به نمایش گذاشت.

    او در زندگی نامه اش به نام "عهد لی یانگ" در سال 2006 راجع به این که چگونه بازیگر شده است صحبت کرد.

    او به یاد آورد که چگونه همکاری اش با اندی لو در سال 1991 برای تبلیغ شکلات باعث ورود او به کار صحنه شد.

    در سال 1995 لی تصمیم گرفت برای یادگیری اصول بازیگری به مدرسه حرفه ای برود. از آن پس او برنامه ایفای نقش در کاراکترهای مختلف را تغییر نداد. مانند کاراکترش در سریال جواهری در قصر (یانگوم) و بعد از آن نقش بسیار متفاوت در فیلم "همراهی با بانوی انتقام" .

    او گفت چیزی که نمی خواهد هیچ وقت آن را از دست بدهد بازی از ته قلبش است. لی جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم اژدهای آبی در سال 2005 و Beaksang Art Awards در سال 2006 برای فیلم "همراهی با بانوی انتقام" به دست آورد.

    در سال 2006 قراردادی دو ساله با کمپانی LG که کمپانی کره ای محصولات الکترونیکی است بست که مدل تبلیغاتی برای تمام محصولات الکترونیکی LG باشد. ضمن بستن این قراردادها او تورهایی ترویجی را به کشورهای آسیایی برگزار خواهد کرد
    + نوشته شده در دوشنبه 1386/04/11ساعت 16:46
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
    موبايل  هم چه قدر الكي شده.دست هر بچه ننه اي ميبيني.اون قديم ها هر كسي داشت براي خودش خري بود.طرف مي بست به كنار كمرش زير تسمه اش با اون قاب و گوشي گنده.كتش رو مي گذاشت پشت اون و يك طرفي به طرف جلو راه ميرفت و ملت هم با نيگاه   و حسرت تمام اون رو تعقيب ميكردند و طرف چه قدر باد ميكرد و احساس خوشتيپي و گوز كلاس  شديدي بهش دست مي داد.كم كم هر چي پيش رفت شرايط به دست آوردن اون آسون شد.ملت هم ديدند اي بدك نيست و ميشه استفاده هاي خوبي از اون كرد.


    اين آدم ها يك وسيله كه درست مي كنند سريع مي گردند چه سو استفاده هايي  ميتونند ازش بكنند.


    يارو خشك شويي داره مي بيني ۲ خط شماره موبايلش رو داده خيلي گنده طوري كه نصف شيشه مغازه رو مي گيره با شبرنگ فسفري نوشتند.من كه مي دونم  ۲۰ هزار تومان ،براي چي هزينه اين نوشته كرده.بابا جان يك كم به اون قيافه درب و داغون  برس. اصلاً چهار خط داشته باش .كدوم دختر  خولي پيدا ميشه كه به تو زنگ بزنه .رُقي دَماغ  و عصمت چُــلاغ  زرت و زرت بهش زنگ مي زنند.


    پسر خوب اون قيافه غزبيدت  چه جاذبه اي مي تونه داشته باشه.خودت ميگي كه قبل از ناهار هيچ وقت به دليل اينكه نمي خواي اشتهات كور بشه جلوي آينه نمي ري!پس دليل اين زنگ ها چيه؟؟فقط و فقط مي خوان  تو رو تيغ بزنند.از صبح تا شب مثل سگ عرق بريز  و كار كن.حالا آخر هفته برو بيرون با اين حاج خانوم ها ،خرج يك وعده غذاي اونا هم نميشه.تو رو چي به بچه مايه دار بازي.كاش كار وغلطي هم بتونه بكنه.خاك بر سر بي عرضه ات بكنند.یک  لبخند و مرسي تمام.


    وسط تعزيه همه مهمون ها سياه پوش نشستند.ناگهان صداي موبايل يك حاجي  بلند ميشه.زنگش رو به دليل محرم بودن مداحي كرده.تماس تموم ميشه.كنار دستيش ميگه حاجي گوشيت رو چند گرفتي و مدل و كار آيي هاش چيه؟ حاج آقا ميگه نوكيا مدل جديده.كلي عكس ها و فيلم هاي قشنگ داره.با هم ميكشند كنار .شروع ميكنند به تماشا و تبادل اطلاعات.وااااااي چي عكس هايي .چي فيلم هايي .آخرين تصاوير زايمان يك خانوم.۴ مرد با يك يك ز........روح مرده  هم ميبينه همه ملت نشستند دارند موبايل هاي همديگه رو نيگاه ميكنند. دریغ از دو خط فاتحه .خلاصه با كلي خواهش نيم ساعتي مرخصي از عزراييل  ميگيره و مي ياد وسط مجلس فكش مي افته .چي فايده دستش كوتاهه.از رو نميره ،ميدونه بايد برگرده بره ته جهنم ،ولي تصاوير آن قدر جذاب هست كه ميگه ارزش داره. مرديكه گـُرُم؟ساخ ( فحش تركي)   اين عكس هاي س؟ك؟سي چيه ، اون مداحي باز چيه ؟ حالم از اين آدم هاي دو رو به هم ميخوره .


    اس ام اس بازي رو كه نگو.آخرين جك هاي +18 و حواله كردن چيز هاي تيز و كلفت به طرف مقابل.


    واقعا موبايل و گوشي هاي جديد با اين همه امكانات براي اين منظورها  درست شدند.چه قدر خوب بود ما ادم ها يك كم جنبه داشتيم و مثل گوسفند دنبال بقيه گله نمي رفتيم و هر كاري كه بقيه ميكنند رو انجام نمي داديم و در روز فقط ۵ دقيقه به دليل كار هايي كه در طول روز انجام ميديم فكر مي كرديم.
    oh go on

    + نوشته شده در دوشنبه 1386/04/04ساعت 1:8
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
     

    جوات...‌!!! ....

     اگه از پيكان مدل پنجاه و چهارت شونصدتا سيدسى آويزون كردى و سيزده تاآينه هم به شيشه جلوت چسبوندى،خيلى جواتى.

    اگه پشت آردي سبزت زدى۴۰۵و يه بوق بيابونى،يه بوق بنزى و يه بوق درى ورى گذاشتى روش،خيلى جواتى.

    اگه تو مراسمgoodbye party يكى از بچه ها تيب يه دست زرشكى زدى و تو همه عكسها هم هستى و تو همه عكسها براى ديگران شاخ گذاشتى خيلى جواتى.

    اگه تازه نامزد کردی و عروس خانومو برداشتی و بردی بیرون و موقع برگشتن میبریش سیراب شیردون بخورین خیلی جواتی.

    اگه جمعه ها کوه میری و یه ضبط ۱۰۰۰ وات انداختی تو کوله ات و نوار جواد یساری گذاشتی خیلی جواتی.

    اگه دعوتت کردن فرانسه و قراره درباره دموکراسی صحبت کنی و میگی:تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر خیلی جواتی.

    جوات یعنی کفش صندل با جوراب.

    یعنی رنگ بنفش.

    یعنی سگک کمربند.

    یعنی کشیدن پاشنه کفش رو زمین.

    یعنی آرایش قهوه ای.یعنی لاک قرمز.یعنی اپُل.یعنی پیکان اسپورت.یعنی کفش ورنی.یعنی پیلی.یعنی بلوز پیچ اسکن اُملتی.یعنی لباس شب پولکی.یعنی سیزده بدر پارک دانشجو.یعنی کاپشن چرم تنگ و کوتاه.یعنی رنگ موی زرد قناری.یعنی ایتس ایتس.یعنی آهنگ نسترن.یعنی ....

     
    + نوشته شده در شنبه 1386/04/02ساعت 23:48
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
     
    http://salijoon.org
     علت قبول نشدن در كنكور ؟!!!!!!!!!!!! !!!
     
    اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است
    در حالي كه:

    1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط
    براي استراحت است
    به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.

    2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني
    است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق
     براي يك فرد نرمال مشكل است.
    بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.

    3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است
     كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.

    4) اما سلامتي جسم و روح روزانه
    1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود.
     پس 126 در روز باقي ميماند.

    5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن
     غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
     پس 96 روز باقي ميماند.

    6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل
     افكار به صورت تلفني لازم است.
    چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.
    اين خود 15 روز است.
    پس 81 روز باقي ميماند.

    7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود
    اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.

    8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست
    كم 30 روز در سال هستند.
    پس 16 روز باقي ميماند.

    9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.
    پس 6 روز باقي ميماند.

    10) در سال حداقل 3 روز به بيماري
    طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است
    .
    11) سينما رفتن و ساير امور شخصي
     هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.

    12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.
    چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
    نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
     اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد
     
    + نوشته شده در شنبه 1386/04/02ساعت 23:35
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!
    دوست داري "با كلاس" بشي ؟؟

    اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستيد که هیچ !!! در غير اين صورت بايد از هر فرصتی برای نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد . شايد باورتان نشود ولی شما می توانيد از جراحت خود نيز برای کلاس گذاشتن استفاده کنيد فقط کافيست جواب های زير را با اندکی قيافه موجّه بيان کنيد

    اگر شصت پای شما زير اجاق گاز گير کرده و شما ان را باند پيچی کرده ايد هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زيرش


    اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زير آفتاب سوخته بايد بگوييد : از
    اسکی آخر هفته نمی تونم بگذرم


    اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمين خورده ايد در جواب بايد بگوييد : با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم


    اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پياز داغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد : ديشب با قهوه جوش اينجوری شد


    اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد : "به سيم گيتارم گير کرده


    اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد : "چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد


    اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خيرات و چای و شيرينی مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: "که
    خواهرتان از هلند شکلات زيادی اورده است


    اگر مينی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شديد بسيار عصبانی بگوييد : "الکی می گن زانتيا ايربگ داره


    اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگوييد:"حواسم نبود ميله ی شومينه زيادی داغ شد


    اگر موها و ابروهای شما در
    چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسايه را از ميان شعله های آتش بيرون کشيدم


    اىىىىى خاك  !! ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي
     
    + نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/23ساعت 10:42
    به قلم: اوستا بهرامیان |

    چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

    © 2006-2007 dariushkamani.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by D A R I U S H
    > > Your browser does not support inline frames or is currently configured not to display inline frames.
    تعداد بازديدكنندگان :